لندرور دیسکاوری وارداتی راساموتور
ترمز کاسه ای یا دیسکی – قسمت 22 اتوآکادمی
معرفی تیسان S05 تیگارد موتور
انواع سیستم ترمز – قسمت 21 اتوآکادمی
گیربکس خودرو های الکتریکی – قسمت 20 اتوآکادمی
گیربکس DHT چیست – قسمت 19 اتوآکادمی
گیربکس دوکلاچ (DCT) چیست – قسمت 18 اتوآکادمی
معرفی اینوی بهمن موتور
گیربکس CVT چیست – قسمت 17 اتوآکادمی
گیربکس اتوماتیک AT – قسمت ۱۶ اتوآکادمی

جراحی استراتژیک در سبد محصولات تویوتا و فولکس‌واگن

دوشنبه - 8 تیر 1405 - 12:27
فهرست محتوا

پیشرانه -در حالی که دهه‌های اخیر صنعت خودرو با رقابت بر سر عرضه مدل‌های متنوع برای هر سلیقه شناخته می‌شد، اکنون پیشروترین بازیگران این صنعت، از تویوتا تا فولکس‌واگن، در حال تغییر مسیری بنیادین هستند. این جراحی استراتژیک قرار است مسیر سودآوری را در عصر خودروهای برقی هموار کند.

به گزارش پایگاه خبری پیشرانه، در مدل‌های سنتی مدیریت صنعتی، تنوع محصول همواره به عنوان یک مزیت رقابتی مطلق نگریسته می‌شد. تصور بر این بود که حضور در هر سگمنت بازار، ضامن موفقیت است. اما تحلیل‌های جدید مالی در اتاق‌های فکر تویوتا و فولکس‌واگن نشان می‌دهد که این تنوع افسارگسیخته، اکنون به بزرگ‌ترین مانع بهره‌وری تبدیل شده است. هر مدل خودروی جدید، تنها یک محصول نیست، بلکه به معنای میلیاردها دلار هزینه در بخش تحقیق و توسعه (R&D)، طراحی‌های مجزا و فرآیندهای فرسایشی تست و تاییدیه است.
غول‌های صنعتی به این نتیجه رسیده‌اند که هر مدل اضافی، هزینه‌های سرسام‌آوری را به ساختار لجستیکی شرکت تحمیل می‌کند. مدیریت زنجیره تأمین برای هزاران قطعه متفاوت در مدل‌های گوناگون، ریسک خطاهای عملیاتی را به شدت افزایش داده و از سرعت واکنش شرکت در برابر بحران‌ها می‌کاهد. لذا، جراحی سبد محصولات، نه یک عقب‌گرد، بلکه یک حرکت هوشمندانه برای آزادسازی منابع مالی و تمرکز بر مدل‌های پرسود و استراتژیک است.

وقتی تکنولوژی دیکته می‌کند

یکی از پیشران‌های اصلی این تغییر پارادایم، گذار جهانی به سمت خودروهای برقی (EV) است. در عصر خودروهای احتراقی، تمایز میان محصولات اغلب بر پایه پیچیدگی‌های مکانیکی موتورها و گیربکس‌ها شکل می‌گرفت. اما در دنیای خودروهای الکتریکی، قواعد بازی تغییر کرده است. ساختار خودروها به شدت ساده‌تر شده و حول سه محور اصلی یعنی باتری، موتور الکتریکی و پلتفرم دیجیتال می‌چرخد.
این ساده‌سازی تکنولوژیک، خودروسازان را به این باور رسانده است که به جای تولید ده‌ها مدل با قطعات کاملاً متفاوت، می‌توانند بر روی پلتفرم‌های استاندارد و مدولار متمرکز شوند. در این استراتژی جدید، تنوع نه در سخت‌افزار، بلکه در لایه نرم‌افزار و طراحی ظاهری تعریف می‌شود. غول‌های خودروسازی با این جراحی، در واقع در حال تطبیق دادن خود با الزامات دنیای دیجیتال هستند؛ جایی که سرعت توسعه نرم‌افزاری بسیار مهم‌تر از تعداد مدل‌های فیزیکی است.

خروج از تله پیچیدگی

هدف نهایی برندهایی نظیر تویوتا و فولکس‌واگن از این اقدام، دستیابی به یک چابکی سازمانی است که در دهه‌های گذشته از دست رفته بود. این جراحی سه دستاورد کلیدی دارد: نخست، افزایش چشمگیر سرعت تولید با حذف مراحل موازی در طراحی. دوم، تمرکز بر ارتقای کیفیت قطعات محدودتر؛ زمانی که مهندسان بر روی تعداد کمتری از قطعات متمرکز شوند، نرخ خطا کاهش یافته و هزینه‌های هنگفت مربوط به فراخوان‌های فنی و گارانتی به شدت منقبض می‌شود.
این استراتژی به خودروسازان اجازه می‌دهد تا تمام توان مهندسی و بازاریابی خود را بر روی محصولات کلیدی و پرچم‌دار متمرکز کنند. مدیریت یک سبد محصول کوچک اما قدرتمند، بسیار آسان‌تر و سودآورتر از هدایت ناوگانی عظیم از مدل‌های کم‌بازده و موازی است.

بلوغ درک نیاز مشتری

این تغییر مسیر نشان‌دهنده بلوغ جدیدی در صنعت خودرو است. شرکت‌ها اکنون متوجه شده‌اند که مشتریان مدرن، بیش از آنکه به دنبال تنوع در جزئیات فنیِ غیرضروری باشند، به دنبال کیفیت پایدار، پایداری تکنولوژیک و قیمت رقابتی هستند. حذف مدل‌های مازاد، به خودروسازان این امکان را می‌دهد که ارزش خرید محصولات خود را بالا ببرند. با پایان دوران مدل‌های مازاد، صنعت خودرو از یک حوزه سخت‌افزاریِ پرهزینه به سمتی می‌رود که در آن بهره‌وری پلتفرم و قدرت نرم‌افزاری، تعیین‌کننده برنده نهایی در رقابت جهانی خواهد بود. این جراحی استراتژیک، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت از تنوع ویترین‌ها بکاهد، اما در بلندمدت ضامن بقای غول‌هایی است که نمی‌خواهند زیر بار سنگین پیچیدگی‌های خود ساخته، کمر خم کنند.

اولین نفر امتیاز دهید

نظر شما چیست؟