هلدینگ، کلیدی برای توسعه پایدار

پیشرانه -شاید مهمتر از موفقیت، تکرار و استمرار آن باشد. به عبارت دیگر پایداری در خلق ارزش و حفظ روند صعودی آن مهمترین خاصیتی است که برای استمرار اثرات کارآفرینی ضرورت دارد. در بیشتر موارد کارآفرینی مثل یک اثر هنری مبتنی بر یک روح آزاده و سرکش شکل گرفته و طغیان در پی خواهد داشت، اما بسیاری از کسب و کارهای حاصل از تفکرات کارآفرین مثل جرقه های آنی، آتشی کوچک افروخته و با همان سرعتی که پیدا میشوند، فروکش می نمایند.

0

پیشرانه -شاید مهمتر از موفقیت، تکرار و استمرار آن باشد. به عبارت دیگر پایداری در خلق ارزش و حفظ روند صعودی آن مهمترین خاصیتی است که برای استمرار اثرات کارآفرینی ضرورت دارد. در بیشتر موارد کارآفرینی مثل یک اثر هنری مبتنی بر یک روح آزاده و سرکش شکل گرفته و طغیان در پی خواهد داشت، اما بسیاری از کسب و کارهای حاصل از تفکرات کارآفرین مثل جرقه های آنی، آتشی کوچک افروخته و با همان سرعتی که پیدا میشوند، فروکش می نمایند.

حفظ روح کارآفرینی در کسب و کار چگونه صورت خواهد گرفت و چگونه راهبردهای خالق ارزش ساختار یافته و فزاینده خواهند شد؟ در روزهای پایانی حضور استیو جابز در شرکت اپل، شاید مهمترین سوال این بود که چه کسی ایفاگر نقش کاریزماتیک او خواهد بود و چگونه موفقیتهای شرکت حفظ و استمرار خواهند یافت؟ آیا باز هم شاید نمایشهای خیره کننده و به رخ کشیدن های مقتدارنه محصولات اپل خواهیم بود؟

بازهم اپل محصول ارائه کرد، باز هم به رخ کشید، باز هم بر یکپارچگی تاکید کرد و بازهم مشتریان اپل صف کشیدند و باز سهام آن در گروه با ارزش ترین ها بود، شاید از آن هیجان های خاص شخص جابز خبری نبود، اما روح کارآفرینی او در سازمان شرکت رسوخ کرده و اپل اینگونه سازماندهی شده بود. سازماندهی کلید واژه‌ای است، که شاید مهجور مانده و در غوغای عرضه های موفق، بی سرو صدا به فعالیت خود ادامه داده باشد. ساختاری که منجر به رشد مدیرانی هم نوسان با تفکر کارآفرین اصلی شد و روح کارآفرینی را در سازمان مانا کرد.

همیشه سوال مهمی که در مورد شکل گیری هلدینگها پرسیده می شود، مهمتر از چگونگی، چرایی است. چرا گروه شرکتها تبدیل به هلدینگ میشوند؟ و چندین و چند پاسخ کلاسیک همواره به آن داده میشود. “میخواهیم فرآیندهای خلق ارزش متمرکز شوند”، “میخواهیم هم افزایی شکل گیرد”، “میخواهیم یک استراتژی کلان بر شرکتها حاکم و حاکمیت شرکتی عملیاتی شکل گرفته باشد.” این پاسخها شاید در جایگاه های آکادمیک خریدار داشته باشند، اما سهامداران علی الخصوص در بخش خصوصی، احساس ملموسی از اثرات آن نخواهند داشت و همواره با تردید به آن خواهند پرداخت. این تردید حتی در مواردی که سهامداران خود خواسته به تشکیل هلدینگ بپردازند، همواره آنها را با پرسشهایی اساسی مواجه خواهد نمود، که آیا سطح کنترل ایشان بر کسب و کارهاو ثروت ایشان، کاهش نخواهد یافت؟ آیا نتایج کسب و کارها همانگونه ادامه خواهد یافت که در زمان مدیریت غیر متمرکز بود؟ تضمین استمرار موفقیت و عدم شکست چیست؟

این سوالات کلیدی بطور معمول با پاسخهای اثربخش مواجه نبوده و برای سهامداران رضایت قلبی ایجاد نمیکنند. و در بهترین شرایط به نتایج تشکیل هلدینگهای مشابه اشاره میشود، فارغ از اینکه آیا تجمیع نتایج تک به تک کسب و کارها بیشتر یا کمتر از تصویر آنها در آیینه هلدینگ خواهد بود یا خیر؟

بسیاری از کسب و کارهای مبتنی بر رویکرد کارآفرینی درصورتی که با یک موسس تک نفره شکل گرفته باشند، بطور معمول با کنار کشیدن شخص اصلی به سرعت تغییر شکل داده و در اغلب موارد از صحنه کسب و کار حذف شده و درصورتی که سهامداران متعدد داشته باشند، با رکود شدید مواجه خواهند شد. اما درصورتی که ساختاری خانوادگی داشته باشند، با کنار رفتن سطح اول سهامداران و حضور لایه دوم وابستگان، یا کسب و کار  فروخته میشود و یا با بروز مناقشات درونی، تجزیه، رکود و حذف تدریجی در انتظار ایشان خواهد بود. این سناریوها مثالهای متعددی در محیط کسب کار دارند که از آن جمله میتوان به دوران اول اپل اشاره نمود.

حال آیا میتوان نتیجه گرفت که یکی از پاسخهای کلیدی برای استمرار موفقیت بنگاه‌های حاصل از کارآفرینی، سازماندهی از جنس هلدینگ با روح کارآفرینی است؟ این شرکت مادر (هلدینگ) علاوه بر سازمان منسجم، از روح کارآفرینی در سطوح مختلف برخوردار بوده و تضمین کننده سودآوری و خلق ثروت برای سهامداران در نسلهای متوالی خواهد بود. در این الگو ضمن بکارگیری افراد حرفه ای و  موثر در حوزه های مدیریت کسب و کار، هسته های کارآفرین حفظ و توسعه می یابند، دسترسی به اطلاعات در قالبی ساختار یافته، شفاف و مبتنی بر رویکردهای هوش تجاری، منتج به الگوهای تصمیم سازی تجویزی خواهد شد و آیینه‌ی تمام نمای عملکرد بصورت آنی در اختیار سهامداران و کارآفرینان قرار خواهد گرفت. در این الگو نسلهای متوالی سهامداران درصورت علاقمندی، با جای گیری در مشاغل عملیاتی و اجرایی در طول زمان تجربه اندوخته و آمادگی برای گرفتن سکان کسب و کارها را خواهند یافت و در نهایت، ساختار، بلوغ مدیریتی مطلوب برای ایجاد سود پایدار، با کیفیت و حفظ و توسعه ثروت را خواهد داشت. لازم به یادآوری است که، نمونه های ایرانی این سازماندهی که از قضا موفق و پیشرو هستند، موجود و البته معدود است.

بهره گیری از مزایای آنی و آتی بازار سرمایه به عنوان موتور محرک کسب و کار، پلی میان سرمایه گذاران خرد و کارآفرینان، ایجاد می نماید و این مهم تنها زمانی میتواند به خدمت گرفته شود، که شرکت علاوه بر تملک دارایی های ارزشمند و حتی مهمتر از آن، افق مطلوبی از سود آوری تصویر نماید. بطور عام مقیاس اندازه گیری ارزش سهام شرکت از روشهای مبتنی بر ارزیابی دارایی ها، پیش بینی درآمدها و ارزش آتی حاصل از عملیات آن صورت میگیرد و درصورتی که رقبای کسب و کار در بازار سرمایه حاضر باشند، شبیه سازی عملکرد از نتایج افشا شده ایشان نیز به روشهای فوق اضافه میشود. در هر سه گزینه که غالبا بصورت تلفیقی بکار گرفته می شوند، ایجاد و بسط زیر ساختهای اطلاعاتی و عملیاتی، در کنار ایجاد و توسعه ساختارهای حاکمیت شرکتی از مهمترین ضروریات برای عرضه و حضور موفق سهام شرکت در بازار سرمایه است.

از آنجا که بطور معمول بنگاه های کارآفرینی رشد خوشه ای داشته و پس از چند سال تبدیل به گروه شرکت می شوند، برای توسعه ساختارهای شفاف اطلاعات و عملیات و ایجاد مبانی حاکمیت شرکتی، فعالیتهای تکرار پذیر و پیوسته در دستور کار خواهند داشت و از آنجا که بخش زیادی از این فعالیتها مستلزم در اختیارداشتن ابزار حرفه ای و ویژه از جنس مدیریت کسب و کار می باشد، مطلوب تر آن که با تشکیل تنها یک نهاد تخصصی از جنس هلدینگ، مدیریت راهبردی، ارزیابی پیوسته عملکرد، شفافیت جریان اطلاعات و ساختار حاکمیت شرکتی برای تمام کسب و کارهای گروه شکل گیرد.

نوشته:مجید اسدی؛ مدیر عامل هولدینگ سرمایه‌گذاری رازی

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.