پیشرانه – بازار خودرو در ایران سالهاست از یک بازار مصرفی معمولی عبور کرده و به شاخصی برای سنجش کارآمدی یا ناکارآمدی نظام اقتصادی تبدیل شده است. نوسانات شدید قیمت، شکاف عمیق میان قیمت کارخانه و بازار، زیان انباشته خودروسازان و نارضایتی مزمن مصرفکنندگان، همگی نشانههایی هستند که نشان میدهند مسئله خودرو فراتر از یک صنعت، بازتابی از اختلالات ساختاری اقتصاد کشور است.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ، نخستین نشانه ناکارآمدی را باید در مداخله گسترده دولت در قیمتگذاری جستوجو کرد. سیاست سرکوب قیمت با هدف حمایت از مصرفکننده، در عمل به نتیجهای معکوس انجامیده است. قیمتگذاری دستوری نهتنها مانع افزایش قیمت در بازار نشده، بلکه با ایجاد رانت، تقاضای سرمایهای را تشدید و فاصله قیمتی را به منبع سود برای واسطهها تبدیل کرده است. در این میان، مصرفکننده واقعی بازنده اصلی است؛ نه خودرو را با قیمت مناسب دریافت میکند و نه از کیفیت مطلوب بهرهمند میشود.
دومین مؤلفه، انحصار ساختاری در تولید است. محدود بودن بازیگران اصلی، نبود رقابت واقعی و موانع جدی ورود خودروسازان جدید، باعث شده بهرهوری، نوآوری و ارتقای کیفیت در حاشیه قرار گیرد. در اقتصادی که رقابت موتور اصلی بهبود عملکرد بنگاههاست، صنعت خودرو نمونهای روشن از بیتوجهی به منطق بازار به شمار میرود.
سوم، بیثباتی سیاستهای کلان اقتصادی تأثیر مستقیمی بر این بازار گذاشته است. نوسانات نرخ ارز، محدودیتهای تجاری، تحریمها و تغییرات مداوم مقررات، زنجیره تأمین خودرو را شکننده کرده و هزینه تولید را افزایش داده است. اما به جای اصلاح ریشهای این عوامل، سیاستگذار اغلب سادهترین مسیر یعنی دخالت مستقیم در بازار را انتخاب کرده؛ مسیری که نه پایدار است و نه مؤثر.
از سوی دیگر، زیان انباشته خودروسازان خود گواهی بر شکست سیاستهاست. بنگاههایی که به ظاهر تحت حمایت هستند، در عمل با ساختار مالی ناسالم، بدهیهای سنگین و وابستگی مستمر به منابع دولتی ادامه حیات میدهند. این وضعیت، نمونهای از «خصوصیسازی ناقص» و اقتصاد رانتی است که در آن نه منطق بازار حاکم است و نه نظارت کارآمد دولتی.
در نهایت، بازار خودرو نشان میدهد ناکارآمدی نظام اقتصادی تنها در آمارهای کلان یا گزارشهای تخصصی پنهان نیست؛ بلکه در زندگی روزمره مردم لمس میشود. بازاری که باید محل تلاقی تولیدکننده رقابتی و مصرفکننده راضی باشد، به صحنهای از رانت، بیثباتی و ناکارآمدی بدل شده است. تا زمانی که اصلاحات ساختاری، آزادسازی تدریجی همراه با رقابت، و ثبات سیاستی در دستور کار قرار نگیرد، بازار خودرو همچنان یکی از صریحترین افشاگران ناکارآمدی نظام اقتصادی باقی خواهد ماند.
نظر شما چیست؟