پیشرانه – در حالی که ریسک درگیری نظامی، تداوم تحریمها و احتمال توافق همزمان بر فضای سیاسی کشور سایه انداخته، بازار خودرو به کانونی از نااطمینانی بدل شده است؛ بازاری که میان جنگ و صلح معلق مانده و اکنون سه سناریوی متفاوت، آینده آن را رقم میزند.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ،بازار خودرو ایران این روزها بیش از آنکه تابع منطق عرضه و تقاضا باشد، به تحولات سیاسی و امنیتی گره خورده است. در شرایطی که احتمال توافق میان تهران و واشنگتن، تداوم وضعیت مبهم یا حتی بروز درگیری نظامی همزمان در فضای تحلیلها مطرح است، بازار خودرو به آینهای از نااطمینانی ژئوپلیتیک تبدیل شده؛ بازاری که کوچکترین سیگنال سیاسی، به موجی در قیمتها بدل میشود.
سناریوی نخست؛ توافق و گشایش نسبی
در صورت دستیابی به توافق، نخستین اثر در حوزه انتظارات تورمی و بازار ارز نمایان خواهد شد. کاهش ریسک سیاسی میتواند ثبات نسبی نرخ ارز را به دنبال داشته باشد و همین عامل، فشار هزینهای بر خودروسازان را تعدیل کند. برای شرکتهایی مانند ایرانخودرو و سایپا، تسهیل واردات قطعات و دسترسی به فناوریهای جدید، امکان افزایش تیراژ و ارتقای کیفیت را فراهم میکند. حتی احتمال بازگشت شرکای پیشین اروپایی نظیر Renault نیز مطرح خواهد شد.
با این حال، تجربه گذشته نشان داده که گشایش خارجی لزوماً به اصلاح ساختاری منجر نمیشود. اگر سیاست قیمتگذاری دستوری، انحصار و ضعف بهرهوری پابرجا بماند، توافق میتواند صرفاً به افزایش مونتاژ و رشد مقطعی عرضه بینجامد، بیآنکه رقابت واقعی شکل گیرد. در این سناریو، ثبات پایدار منوط به اصلاحات داخلی است؛ امری که همچنان محل تردید است.
سناریوی دوم؛ تداوم ابهام و وضعیت تعلیقی
اگر نه توافقی حاصل شود و نه درگیری مستقیمی رخ دهد، بازار در همان وضعیت فرسایشی باقی خواهد ماند. نااطمینانی مزمن، سرمایهگذاری را محدود و تولید را محتاط میکند. مصرفکننده نیز خرید را به تعویق میاندازد یا با انگیزه حفظ ارزش دارایی وارد بازار میشود. نتیجه، ترکیبی از رکود و تورم است؛ بازاری کمعمق، نوسانی و مستعد سفتهبازی.
در این شرایط، هر خبر کوتاه از مذاکره یا تهدید، شوکهای مقطعی قیمتی ایجاد میکند. نبود شفافیت در سیاستگذاری ارزی و صنعتی، به بیاعتمادی عمومی دامن میزند و فاصله قیمت کارخانه و بازار را تثبیت میکند. این سناریو شاید کمهزینهتر از جنگ باشد، اما هزینه پنهان آن، فرسایش تدریجی صنعت است.
سناریوی سوم؛ وقوع درگیری نظامی
در صورت بروز درگیری مستقیم، بازار با شوک ارزی و اختلال جدی در زنجیره تأمین مواجه میشود. وابستگی صنعت خودرو به واردات برخی قطعات کلیدی، تولید را آسیبپذیر میکند و احتمال افت تیراژ و جهش قیمتها بالا میرود. خودرو در چنین فضایی از کالای مصرفی به دارایی سرمایهای بدل میشود و تقاضای هیجانی شدت میگیرد.
مداخلههای دستوری نیز احتمالاً به کمبود و شکلگیری بازارهای غیررسمی میانجامد. در این سناریو، اولویت سیاستگذار از توسعه و رقابت به مدیریت بحران تغییر میکند.
در مجموع، آینده بازار خودرو بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی گره خورده است. اما حتی در بهترین سناریو، بدون اصلاح حکمرانی صنعتی و بازتعریف نقش دولت، ثبات پایدار دستیافتنی نخواهد بود. خودرو در ایران همچنان اسیر تقاطع جنگ و صلح باقی مانده است.
نظر شما چیست؟