پیشرانه – بازار خودرو ایران سالهاست میان کمبود عرضه، قیمتهای نجومی و وعدههای پرتکرار دستوپا میزند. در چنین شرایطی، هر خبر مربوط به واردات خودرو به سرعت به تیتر یک رسانهها تبدیل میشود؛ اما آنچه اغلب در سایه میماند، «جزئیات» است. اینکه دقیقاً از کدام برند، چه تعداد و در چه مدلهایی خودرو وارد شده، نه یک پرسش حاشیهای، بلکه مطالبهای اساسی است.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه، وقتی سخن از واردات به میان میآید، نامهای زیادی در افکار عمومی نقش میبندد. اما آیا مشخص است چه تعداد از هر برند، با چه تیپ و چه سطح تجهیزاتی وارد کشور شدهاند؟ آیا خریدار میداند خودرویی که قرار است چند میلیارد تومان بابت آن بپردازد، پشتوانه خدمات پس از فروش واقعی دارد یا صرفاً یک محموله محدود و مقطعی است؟
ابهام؛ سوخت گرانی
در بازاری که قیمتها با کوچکترین خبر جهش میکند، نبود اطلاعات دقیق عملاً به ابزار سوداگری تبدیل میشود. وقتی تعداد دقیق خودروهای واردشده، مدلها و زمان تحویل مشخص نباشد، فضای مبهم شکل میگیرد؛ فضایی که در آن دلالی رشد میکند و مصرفکننده واقعی عقب میماند. شفافیت، اولین گام برای مهار این التهاب ساختاری است.
حق انتخاب یا خرید در تاریکی؟
افشای جزئیات واردات، مستقیماً به قدرت انتخاب مصرفکننده گره خورده است. وقتی مردم بدانند چه مدلهایی وارد شده و در چه تیراژی، میتوانند ارزیابی کنند که آیا شبکه خدمات پس از فروش توجیه اقتصادی برای تأمین قطعات و پشتیبانی بلندمدت دارد یا خیر.
خودرویی که در تیراژ اندک وارد شود، دیر یا زود با بحران تأمین قطعه و افت شدید ارزش در بازار دستدوم مواجه خواهد شد. شفافیت، قدرت «نقدشوندگی» را بالا میبرد؛ زیرا بازار بر مبنای اطلاعات دقیق شکل میگیرد، نه بر پایه حدس و گمان. خرید چند میلیاردی بدون دسترسی به اطلاعات روشن، چیزی جز حرکت در تاریکی نیست.
ارز ملی، حسابکشی ملی
از سوی دیگر، در ماههای اخیر شایعاتی درباره لابیگری برای تخصیص ارز به برخی واردکنندگان مطرح شده است. در اقتصادی که منابع ارزی محدود است، تخصیص ارز برای واردات خودرو موضوعی کاملاً حساس و سیاسی است. این ارز، دارایی عمومی است؛ نه امتیاز اختصاصی.
اگر فهرست کامل واردکنندگان، میزان ارز تخصیصی، برندها و تعداد خودروها بهصورت شفاف منتشر شود، بسیاری از ابهامات برطرف خواهد شد. اگر تخلف یا رانت و لابیگری رخ داده باشد، مجرمان باید پاسخگو باشند و دستگاههای نظارتی بدون تعارف ورود کنند. در عین حال، چرایی وقوع چنین رخدادی نیز باید واکاوی شود تا اصلاح ساختاری صورت گیرد، نه صرفاً برخورد مقطعی.
شفافیت؛ پایان شایعه
اما اگر اساساً تخلفی در کار نبوده، شفافسازی بهترین راه برای خاموش کردن شایعات است. سکوت، حبس اطلاعات و انتشار گزینشی خبر، دقیقاً همان بستری است که شایعه در آن رشد میکند. در فضای مبهم، هر روایت غیررسمی باورپذیرتر از اطلاعیههای کلی و مبهم خواهد بود.
نتیجه چنین رویکردی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به متولیان بازار و در مقیاس بزرگتر، به حکمرانی اقتصادی است. اعتماد، با اطلاعرسانی دقیق ساخته میشود و با پنهانکاری از بین میرود.
انتخاب روشن
شفافیت در واردات خودرو نه لطف به رسانههاست و نه امتیاز به رقبا؛ حق بدیهی مردم است. بازاری که با منابع عمومی، ارز ملی و سیاستگذاری دولتی اداره میشود، نمیتواند پشت درهای بسته مدیریت شود.
یا باید با عدد و رقم، برند و مدل، و نام واردکننده سخن گفت؛ یا باید هزینه بیاعتمادی فزاینده را پذیرفت. انتخاب با سیاستگذار است: نورافکن شفافیت یا سایهروشن شایعات.
نظر شما چیست؟