پیشرانه – درحالی که این روزها ابهام درآینده ، وضعیت اشتغال و تورم به اندازه کافی نگرانی و سردرگمی ایجاد کرده است ، انتشار اخباری مبنی بر افزایش قیمت بنزین تا سقف 20 هزار تومان می تواند در حکم بمب ساعتی باشد. البته وقتی بنزین را مردم میسوزاند دیگر نیازی به انفجار نیست . چرا که آب شدن ذره ذره سفره ها در حکم مرگ تدریجی است.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ، نمودار افزایش سالبهسال مصرف روزانه بنزین در کشور، یک تصویر ساده آماری نیست؛ سندی است از یک سیاستگذاری فرسوده که سالهاست به جای درمان، فقط مسکن تزریق کرده است. طبق همین روند، مصرف بنزین از ۷۴.۷۴ میلیون لیتر در روز در سال ۱۳۹۵ به ۱۳۲.۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ رسیده؛ یعنی جهشی که نه از دل رفاه، بلکه از دل بیبرنامگی، خودروهای پرمصرف، ضعف حملونقل عمومی و استمرار یارانههای سنگین بیرون زده است. هر لیتر بنزینی که با سوبسید سنگین به باک خودروها میریزد، در واقع بخشی از سرمایه ملی است که دود میشود و به هوا میرود.
در چنین شرایطی، شنیدهها از تدارک دولت برای حذف بنزین ۳ و ۵ هزار تومانی و حرکت به سمت نرخ ۱۵ تا ۲۰ هزار تومانی، زنگ هشدار تازهای را به صدا درآورده است. حتی اگر این ادعا فعلاً در حد گمانهزنی باشد، اصل طرح خود نشان میدهد که بار دیگر قرار است بارِ ناکارآمدی مدیریتی، بر دوش مردم گذاشته شود؛ مردمی که همزمان با تورم، کاهش درآمد، افت قدرت خرید و سفرههای خالی دستوپنجه نرم میکنند و حالا باید تاوان ناترازی سوخت را هم بپردازند.
مسئله اما فقط عدد ۲۰ هزار تومان نیست؛ مسئله این است که چرا در تمام این سالها، هیچکس بهموقع پاسخگو نبود. چه کسانی سیاستهایی را پیش بردند که امروز کشور را به نقطه وابستگی به واردات و مصرف افسارگسیخته رسانده است؟ چرا مدیران و سیاستگذارانِ همان دورهها، که این وضعیت را ساختهاند، همچنان در آرامش نشستهاند و بازخواست نمیشوند؟ چرا همیشه نسخه نهایی برای جبران خطاهای ساختاری، از جیب مردم ضعیف و کمدرآمد بیرون میآید؟
ادعای حذف بنزین یارانهای و حرکت به سمت نرخهای بسیار بالاتر، اگر بدون اصلاح جدی در حملونقل عمومی، ساماندهی مصرف، نوسازی ناوگان، و مهار رانت و قاچاق باشد، چیزی جز انتقال بحران نیست. دولت نمیتواند همزمان با رشد مصرف، افزایش سوبسید و سوزاندن سرمایههای ملی، صرفاً صورتمسئله را عوض کند و بعد انتظار داشته باشد جامعه هزینه آن را با سکوت بپردازد. مردم، بهویژه اقشار ضعیف، آخرین حلقه زنجیره خطا نیستند؛ آنها قربانیان نخستیناند.
اینبار اگر قرار است اصلاحی رخ دهد، باید از بالادست شروع شود؛ از بازخواست سیاستگذار، نه فشار بر مصرفکننده. در غیر این صورت، بنزین ۲۰ هزار تومانی نه نشانه عقلانیت، بلکه مهر تأییدی بر تداوم همان مسیری است که سرمایه ملی را سوزاند و مسئولیت را از دوش تصمیمسازان برداشت.

نظر شما چیست؟