پیشرانه – با افزایش انتقادها نسبت به واردات خودروهای لوکس ، یک تناقض عجیب در بازار خودرو ایران شکل گرفته است: همه از ضرورت خودروهای اقتصادی حرف میزنند، اما وقتی پای عمل به میان میآید، سرمایه و واردات به سمت خودروهای گرانتر حرکت میکند. اما چرا؟
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه، اگر قرار باشد همه تقصیر را گردن واردکننده بیندازیم، سادهترین پاسخ را انتخاب کردهایم: سود بیشتر میخواهد.
اما اقتصاد با این جمله توضیح داده نمیشود.
واردکننده در نهایت به یک سؤال پاسخ میدهد: کدام محصول، با توجه به هزینه و ریسک، بازده قابلقبولتری دارد؟ وقتی پاسخ این سؤال خودروی گرانتر باشد، نمیتوان از فعال اقتصادی انتظار داشت برخلاف منطق کسبوکارش رفتار کند.
اینجا دقیقاً همان جایی است که سیاستگذاری باید پاسخگو باشد.
سالهاست از یک طرف بر ورود خودروهای اقتصادی تأکید میشود و از طرف دیگر، مجموعهای از تصمیمات تجاری و تعرفهای، هزینههای واردات را بالا میبرد. نتیجه هم روشن است: هرچه خودرو ارزانتر باشد، بخش بزرگتری از قیمت نهایی آن تحت تأثیر هزینههای ثابت، عوارض و هزینههای جانبی قرار میگیرد و فضای مانور اقتصادی واردکننده کوچکتر میشود.
در چنین شرایطی، توصیه به واردکننده برای واردات خودروی ارزان، بدون اصلاح قواعد بازی، بیشتر شبیه دستور دادن به یک بنگاه برای ضرر کردن است.
پس این جا سؤال این نیست که «چرا واردکننده خودروی گران میآورد؟»
سؤال این است که چرا سیاستگذار شرایطی ساخته که واردات خودروی ارزان، برای فعال اقتصادی جذابیت کمتری داشته باشد؟
این تناقض در بخش تولید نیز دیده میشود. اگر قرار است بخش خصوصی خودروهای اقتصادی تولید یا مونتاژ کند، باید بتواند روی تیراژ، قیمت، تأمین قطعات و بازگشت سرمایه حساب کند. اما وقتی مقررات، هزینه تولید و محدودیتهای تأمین، فضای فعالیت را محدود میکنند، طبیعی است که سرمایه به سمت محصولی حرکت کند که ارزش فروش بالاتری دارد.
بعد، نتیجه را میبینیم: خودروهای اقتصادی کماند و خودروهای گرانقیمت بیشتر به چشم میآیند و ناگهان انگشت اتهام به سمت واردکننده میرود.
این همان جایی است که سیاستگذاری میتواند از مسئولیت خودش فرار کند. بازار را نمیتوان با دستور ارزان کرد. اگر سیاستگذار خودرو اقتصادی میخواهد، باید اقتصادی بودن تولید و واردات آن را ممکن کند؛ نه اینکه صرفاً از فعال اقتصادی بخواهد به محصولی کمسودتر روی بیاورد.
حتی تقاضای بازار نیز باید جدی گرفته شود. میلیونها نفر ممکن است توان خرید خودروی گران را نداشته باشند، اما این به معنای آن نیست که میتوان با حذف یا محدود کردن عرضه، مسئله را حل کرد. وقتی عرضه اقتصادی محدود شود، کمبود به شکل دیگری خودش را نشان میدهد: در قیمت، بازار دستدوم، خودروهای فرسوده و کاهش قدرت انتخاب مصرفکننده.
بنابراین اگر واقعاً دغدغه، دسترسی مردم به خودروهای اقتصادی است، باید به جای حمله به معلول، سراغ علت رفت.
خودروی اقتصادی با سخنرانی وارد بازار نمیشود؛ با سیاست اقتصادی درست وارد بازار میشود.
تا زمانی که سیاستگذار حاضر نباشد هزینه تصمیمات خودش را ببیند، متهم کردن واردکننده آسانترین راه است.
اما واقعیت سادهتر از این حرفهاست: اگر ارزان وارد کردن صرفه ندارد، مشکل فقط واردکننده نیست؛ بخشی از مشکل، قواعدی است که برای او تعیین کردهایم.
نظر شما چیست؟