پیشرانه – طرح جدید برای انتقال سهمیههای ثبتسفارش خودرو از مسیرهای اداری به میز مزایده در بورس کالا، در ظاهر لباسی از «شفافیت» و «رقابت» به تن دارد، اما در باطن، یکی از خطرناکترین مدلهای توزیع منابع را در پیش میگیرد: «سرمایهدارترین برنده است، نه لایقترین». در واقع حراج ثبتسفارش را باید یک قدم تا طبقاتی شدن بازار خودرو دانست.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه، این رویکرد، در واقع تبدیل مجوز قانونی واردات به یک کالا برای حراج است و دقیقاً همان نقطهای است که بازار خودرو را به سمت یک شکاف طبقاتی عمیق سوق میدهد.
وقتی حق ثبتسفارش خودرو به جای معیارهایی چون توان فنی، خدمات پس از فروش یا نیاز بازار، بر اساس «بیشترین پیشنهاد ریالی» توزیع شود، در واقع اعلام میکنیم که واردات دیگر یک فعالیت تجاری-صنعتی نیست، بلکه یک بازی مالی برای کسانی است که نقدینگی کلانی در دست دارند.
در چنین سیستمی، شرکتهای کوچک و متوسط که شاید تخصص فنی بالایی داشته باشند اما قدرت مالی شرکتهای غولپیکر را ندارند، به راحتی حذف میشوند. نتیجه این حذف، ایجاد انحصارهای جدیدی است که در آن چند بازیگر پولدار، کل جریان واردات را در دست میگیرند و قیمتها را مدیریت میکنند.
اما فاجعه اصلی برای مصرفکننده نهایی رقم میخورد. باید پذیرفت که هیچ واردکنندهای، مبلغ هنگفتی را در مزایده بورس میپردازد تا آن را به عنوان صدقه به خریدار ببخشد. هر ریالی که در حراج بورس کالا برای خرید سهمیه پرداخت شود، به عنوان یک «هزینه سربار» مستقیماً روی قیمت نهایی خودرو اضافه خواهد شد.
بحرانیتر از آن، اثر تخریبی این طرح بر خودروهای اقتصادی است. هزینه خرید سهمیه در بورس، برای یک خودروی لوکس و یک خودروی ارزان احتمالاً تفاوت چندانی نخواهد داشت، اما این هزینه ثابت، سهم بسیار بیشتری از قیمت یک خودروی اقتصادی را تشکیل میدهد. نتیجه منطقی این است که واردکنندگان برای کاهش ریسک و افزایش سود، دست از واردات خودروهای ارزان و اقتصادی برمیدارند و تنها به سراغ خودروهای لوکسی میروند که توانایی جذب هزینههای گزاف مزایده را داشته باشند.
واقعیت این است که حراج ثبت سفارش واردات خودرو در بورس کالا عملا مسیر دسترسی اقشار متوسط جامعه به خودروهای وارداتی باکیفیت و ارزان را میبندد و بازار را به محیطی تبدیل میکند که در آن خودروی وارداتی، تنها کالایی برای نمایش قدرت مالی طبقه مرفه است. حراج ثبتسفارش، به جای مبارزه با رانت، رانت را از اتاقهای تاریک اداری به تالارهای روشن بورس منتقل میکند، با این تفاوت که این بار، قیمت این رانت مستقیماً از جیب مصرفکننده پرداخت میشود.
نظر شما چیست؟