پیشرانه – بازار خودرو ایران به مرحلهای رسیده که دیگر نه منطق عرضه و تقاضا بر آن حاکم است و نه رکود مانعی برای گرانی محسوب میشود. معاملات در پایینترین سطح قرار دارد، نمایشگاهها خالیاند و قدرت خرید مردم تحلیل رفته، اما قیمتها بیاعتنا به واقعیت بازار همچنان صعود میکنند؛ نتیجه مستقیم بلاتکلیفی سیاسی، نوسان افسارگسیخته ارز، افزایش قیمتهای کارخانهای و تورم انتظاری که خودرو را از کالای مصرفی به ابزار حفظ ارزش تبدیل کرده است.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ،بازار خودرو ایران این روزها تصویری متناقض و نگرانکننده از خود نشان میدهد؛ بازاری که عملاً در خوابِ رکود فرو رفته، اما قیمتها در آن بیوقفه بیدار و رو به صعودند. حجم معاملات به حداقل رسیده، نمایشگاهها خلوتاند و خریداران واقعی از بازار عقب نشستهاند، با این حال اعداد روی تابلوها هر روز جسورانهتر افزایش مییابند. این وضعیت نه یک ناهنجاری احساسی و موقتی، بلکه حاصل برهمخوردگی عمیق متغیرهای سیاسی و اقتصادی کشور است.
در رأس این زنجیره، شرایط بینالمللی و فضای سیاسی حاکم بر کشور قرار دارد. اقتصاد ایران سالهاست در حالت تعلیق بهسر میبرد؛ تعلیقی که ریشه در بلاتکلیفی روابط خارجی، تحریمهای مزمن و نبود افق روشن برای تعامل اقتصادی پایدار با جهان دارد. بازار خودرو، بهعنوان یکی از حساسترین بازارها نسبت به سیگنالهای سیاسی، به سرعت به این نااطمینانی واکنش نشان میدهد. کافی است فضای دیپلماتیک تیرهتر شود تا فروشندگان، حتی در نبود مشتری، حاضر به کاهش قیمت نباشند و بر طبل گرانی بکوبند.
همزمان، نرخ ارز به بازیگر اصلی تعیین قیمت خودرو تبدیل شده است. جهشها و نوسانهای شدید دلار، نهتنها هزینه تولید را افزایش میدهد، بلکه بهانهای آماده برای رشد قیمتها در بازار آزاد فراهم میکند. وابستگی صنعت خودرو به واردات قطعات و مواد اولیه باعث شده قیمت خودرو عملاً تابعی از دلار باشد. نکته انتقادی آنجاست که این وابستگی تنها در زمان افزایش نرخ ارز فعال است؛ چراکه کاهش قیمت ارز، تقریباً هیچگاه به کاهش قیمت خودرو منجر نمیشود. این رفتار نامتقارن، از فقدان نظارت و حاکمیت منطق اقتصادی در بازار حکایت دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت کارخانهای محصولات داخلی به آتش این بحران دامن زده است. خودروسازان با استناد به زیان انباشته و افزایش هزینهها، مسیر آسانتر یعنی بالا بردن قیمت رسمی را انتخاب کردهاند. نتیجه روشن است: بازار آزاد بلافاصله واکنش نشان میدهد و قیمتها از همان نقطه جدید، مسیر صعودی خود را ادامه میدهند. در این معادله، مصرفکننده هیچ نقشی جز پرداخت هزینه ندارد؛ بیآنکه بهبود محسوسی در کیفیت، ایمنی یا خدمات پس از فروش مشاهده کند.
عامل نهایی، تورم انتظاری است که مانند سایهای سنگین بر رفتار بازار افتاده است. در شرایطی که مردم به کاهش ارزش پول ملی باور دارند، خودرو دیگر یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه ابزاری برای حفظ ارزش دارایی تلقی میشود. همین نگاه، حتی در اوج رکود، اجازه افت قیمت را نمیدهد و بازار را در وضعیتی قفلشده و بیمار نگه میدارد.
نظر شما چیست؟