پیشرانه – هر بار که مدیران دولتی از «ثبات قیمت» سخن میگویند، در حقیقت دارند عادیسازی نمایشی با قیمتهای فرمایشی را به رخ مردم میکشند؛ نمایشی که هیچ ارتباطی با واقعیت زندگی شهروندان ندارد و تنها هدف آن، سرپوش گذاشتن بر بیعرضگی مدیریتی است.
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه، بازار خودرو در ایران دیگر فقط یک بازار نیست؛ تبدیل شده به صحنهای برای نمایش قدرت و فریبکاری مسئولان و دلالان خرد و کلانی که جز سود و حفظ منافع شخصی چیزی نمیفهمند. قیمتها روی کاغذ اعلام میشوند، آمارها رنگارنگ به مردم ارائه میشود و گاهی حتی وعده کاهش تورم هم داده میشود. اما در بازار، همان خودروهای تولیدی محدود، چندین برابر قیمت کارخانه خرید و فروش میشوند.
دراین شرایط مردم با جیب خالی و ناامیدی مواجهاند و مسئولان در پشت میزهایشان نشستهاند و نمایش کنترل بازار را ادامه میدهند. این چیزی نیست جز سیاست فریب و نمایش برای عادی جلوه دادن بینظمی و ناکارآمدی.
مصرفکننده واقعی نیز که به دنبال خرید خودرو است، باید چند ده میلیون بیش از قیمت رسمی بپردازد، در حالی که سود هنگفت به جیب واسطهها میرود. چنین وضعیتی نه تنها عدالت اقتصادی را زیر سؤال میبرد، بلکه اعتماد عمومی را به کل نظام تولید و بازار نابود میکند.
بخشی از این بحران، نتیجه مستقیم دخالت دولت در قیمتگذاری است. مسئولانی که خود را ناظر بازار میدانند، در واقع با تعیین قیمتهای دستوری، شرایطی ایجاد کردهاند که مردم مجبور شوند بین باور به تابلوهای رسمی و واقعیت بازار آزاد یکی را انتخاب کنند. این همان سیاستی است که اقتصاددانان آن را «تورم انتظاری» مینامند . وقتی مردم باور کنند قیمتها تثبیت شدهاند، رفتار مصرفیشان بر اساس توهم تنظیم میشود و در نهایت دچار شوک میشوند. این شوک هر بار باعث موج جدیدی از نارضایتی و سرخوردگی میشود.
واقعیت تلختر این است که نمایش عادیسازی قیمتها، نوعی تحقیر عمومی است. مردم به روشنی میبینند که هیچ عدد رسمی با زندگی آنها همخوانی ندارد، اما باز هم مجبورند به این بازی نمایشگاهی تن بدهند. وقتی مسئولان با خیال راحت اعلام میکنند بازار تحت کنترل است، در عمل پیامشان این است: «به توان ما اعتماد کنید، حتی اگر واقعیت خلاف آن باشد». این پیام، نهادهای دولتی را از مسئولیت واقعی رها میکند و مردم را در چرخهای از بیاعتمادی و فریب گرفتار میکند.
اگر هدف واقعی مدیریت بازار خودرو، حل مشکل مردم بود، راه آن شفافیت، عرضه واقعی و آزادی نسبی قیمتگذاری بود، نه برگزاری نمایشهای فرمایشی که تنها سود عدهای خاص را تضمین میکند. هر روزی که این سیاست ادامه پیدا کند، اعتماد عمومی بیشتر فرسوده میشود و شکاف میان وعدهها و واقعیت زندگی مردم عمیقتر.
بازار خودرو امروز نه از قیمتهای رسمی آسیب میبیند، نه از حرفهای کارشناسان دولتی؛ بلکه از نمایش و فریبکاری مسئولانی ضربه میخورد که واقعیت را قربانی قدرت و منافع شخصی خود کردهاند. تا وقتی مردم بفهمند که هیچ عدد رسمی با زندگی آنها همخوانی ندارد، هیچ تابلو و آمار دولتی قادر به بازگرداندن اعتماد از دست رفته نخواهد بود.
نظر شما چیست؟