پیشرانه – افت ۳۰.۵ درصدی تولید خودرو در چهار ماهه ابتدایی سال، دیگر یک نوسان آماری یا عقبافتادگی موقت در برنامه تولید نیست؛ این عدد نشانهای روشن از عمیقتر شدن مشکلات صنعت خودرو و دشوارتر شدن شرایط فعالیت خودروسازان است. با توجه به این سقوط آیا بازار خودرو در مسیر کمبود و گرانی قرار خواهد گرفت ؟
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ، تولید خودرو در چهار ماهه امسال از ۳۲۹ هزار و ۷۶۱ دستگاه در مدت مشابه سال گذشته به تنها ۲۲۹ هزار و ۹۶ دستگاه رسیده است؛ یعنی حدود ۱۰۰ هزار دستگاه خودرو کمتر وارد چرخه تولید شده است.
این کاهش قابل توجه، پیش از آنکه یک خبر ساده درباره عملکرد تولید باشد، باید بهعنوان زنگ خطری جدی برای صنعت خودرو و سیاستگذار تلقی شود. صنعت خودرو سالهاست با مجموعهای از مشکلات ساختاری از جمله کمبود نقدینگی، دشواری تامین قطعات، محدودیتهای ارزی، افزایش هزینههای تولید و فشار مالی بر قطعهسازان مواجه است. حالا افت ۳۰.۵ درصدی تیراژ نشان میدهد این مشکلات نهتنها برطرف نشدهاند، بلکه توان تولید را نیز تحت تاثیر قرار دادهاند.
مساله زمانی جدیتر میشود که بدانیم کاهش تولید در بازاری اتفاق افتاده که عرضه خودرو از گذشته نیز با محدودیت روبهرو بوده است. خودروساز برای تولید هر دستگاه خودرو به زنجیرهای گسترده از قطعات، مواد اولیه، ارز، نقدینگی و لجستیک نیاز دارد. اختلال در هر یک از این حلقهها میتواند کل فرآیند تولید را کند یا متوقف کند. بنابراین کاهش حدود ۱۰۰ هزار دستگاهی تولید را نمیتوان صرفاً یک عدد در جدول آمار دانست؛ این رقم به معنای کوچکتر شدن سمت عرضه بازار است.
از سوی دیگر، افت تولید فشار مضاعفی بر هزینه تمامشده خودرو وارد میکند. وقتی تیراژ کاهش پیدا میکند، هزینههای ثابت تولید روی تعداد کمتری از خودروها سرشکن میشود و بهرهوری نیز کاهش مییابد. همزمان افزایش هزینه مواد اولیه، قطعات، دستمزد و تامین مالی، فشار بیشتری بر قیمت تمامشده وارد میکند. در چنین شرایطی، خودروساز با معادله دشواری مواجه است: تولید کمتر، هزینه بیشتر و حاشیه سود تحت فشار.
اما نگرانی اصلی، اثر این اتفاق بر بازار خودرو است. کاهش عرضه در شرایطی که تقاضای مصرفی همچنان وجود دارد، میتواند تعادل بازار را برهم بزند. هرچه فاصله میان عرضه واقعی و تقاضا بیشتر شود، احتمال افزایش قیمت در بازار آزاد و بزرگتر شدن شکاف میان قیمت کارخانه و بازار نیز افزایش پیدا میکند. این وضعیت میتواند بار دیگر خودرو را از یک کالای صرفاً مصرفی به یک دارایی جذاب برای تقاضای سرمایهای تبدیل کند؛ اتفاقی که خود به افزایش تقاضای غیرمصرفی و التهاب بیشتر بازار منجر خواهد شد.
از سوی دیگر، اگر مصرفکننده احساس کند عرضه خودرو در ماههای آینده کمتر خواهد شد، ممکن است خرید خود را جلو بیندازد. همین رفتار میتواند در کوتاهمدت تقاضا را افزایش داده و فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند. به این ترتیب، یک چرخه معیوب شکل میگیرد: کاهش تولید، کاهش عرضه، افزایش انتظارات قیمتی، رشد تقاضای سرمایهای و در نهایت فشار بیشتر بر قیمت خودرو.
البته نمیتوان صرفاً از روی آمار چهار ماهه، وقوع قطعی موج جدید گرانی را پیشبینی کرد. متغیرهایی مانند نرخ ارز، سیاست قیمتگذاری، واردات خودرو، قدرت خرید خانوار و وضعیت تقاضا نیز در مسیر آینده بازار نقش تعیینکننده دارند. اما نمیتوان یک واقعیت را نادیده گرفت: بازاری که تولیدش ۳۰.۵ درصد کوچک شده، برای حفظ ثبات به سیاستگذاری دقیقتر و رفع فوری موانع تولید نیاز دارد.
اگر افت تولید یک اتفاق مقطعی نباشد و در ماههای آینده ادامه پیدا کند، بازار خودرو با عرضه محدودتر و فشار قیمتی بیشتری مواجه خواهد شد. بنابراین مساله امروز فقط این نیست که خودروسازان چرا کمتر تولید کردهاند؛ پرسش مهمتر این است که اگر تولید همینطور سقوط کند، چه کسی هزینه کمبود خودرو و گرانی آن را خواهد پرداخت؟
نظر شما چیست؟