در شرایطی که محدودیتهای ارزی کشور به یکی از مهمترین موانع فعالیت اقتصادی تبدیل شده، شنیدهها از تلاش بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه برای محدودسازی شدید یا حتی توقف واردات خودرو حکایت دارد. اما پرسش این است که آیا بستن مسیر واردات خودرو میتواند گره ارزی کشور را باز کند یا نتیجه آن، چیزی جز کاهش افزایش قیمت ها در بازار خودرو نخواهد بود؟
به گزارش پایگاه خبری پیشرانه ، اگرچه مدیریت منابع ارزی در شرایط دشوار اقتصادی ضرورتی انکارناپذیر است، اما هر سیاست محدودکنندهای لزوماً به معنای مدیریت بهتر منابع نیست. مسئله اصلی اینجاست که آیا واردات خودرو سهمی چنان تعیینکننده در فشار ارزی کشور دارد که توقف آن بتواند تغییری معنادار در وضعیت منابع ارزی ایجاد کند؟ بدون پاسخ روشن به این پرسش، محدودیت واردات بیشتر به حذف یک مصارف مشخص از فهرست اولویتهای ارزی شباهت دارد تا راهکاری برای حل ریشهای بحران.
پاک کردن صورتمسئله با حذف واردات
مشکلات ارزی اقتصاد ایران با توقف واردات خودرو از میان نمیرود. محدودیت صادرات، دشواری دسترسی به درآمدهای ارزی، تعهدات خارجی و تعدد مصارف ضروری و غیرضروری، مجموعهای از عوامل هستند که فشار بر منابع ارزی را شکل میدهند. در چنین شرایطی، کاهش یک قلم از مصارف ارزی ممکن است بخشی از منابع را آزاد کند، اما تا زمانی که ابعاد این صرفهجویی و اثر واقعی آن بر تراز ارزی مشخص نباشد، نمیتوان توقف واردات را راهحل بحران دانست.
از سوی دیگر، خودروهای وارداتی در بازاری فعالیت میکنند که سالهاست از محدودیت عرضه و رقابت رنج میبرد. در چنین بازاری، محدود کردن واردات میتواند به معنای کاهش گزینههای پیش روی خریداران و تقویت موقعیت عرضهکنندگان داخلی باشد؛ آن هم در شرایطی که افزایش هزینه تولید، تورم و افت قدرت خرید، دسترسی مردم به خودرو را دشوارتر کرده است.
هزینهای که دوباره مردم میپردازند
توقف واردات، حتی اگر با هدف مدیریت منابع ارزی انجام شود، بدون هزینه نخواهد بود. کاهش عرضه خودروهای وارداتی میتواند انتظارات افزایشی قیمت را تقویت کند و فشار بیشتری بر بازار بگذارد. در این میان، مصرفکنندهای که پیشتر نیز هزینه محدودیت واردات و ضعف رقابت را پرداخته، ممکن است بار دیگر هزینه تصمیمی را تحمل کند که هدف اعلامی آن، حل مشکلی فراتر از بازار خودرو است.
وجه دیگر ماجرا، سرمایهگذاری شرکتهایی است که با اتکا به سیاستهای وارداتی، برای تأمین خودرو، ایجاد شبکه فروش، خدمات پس از فروش و تأمین قطعات برنامهریزی کردهاند. تغییر ناگهانی قواعد، نهتنها میتواند این سرمایهگذاریها را کماثر کند، بلکه احتمال افزایش هزینه تعهدات و تضعیف اعتماد فعالان اقتصادی به ثبات سیاستگذاری را نیز به همراه دارد.
اگر منابع ارزی کشور محدود است، سیاستگذار باید اولویتها را شفاف و هزینه و فایده هر تصمیم را محاسبه کند. توقف واردات خودرو بهخودیخود نه بحران ارزی را حل میکند و نه تضمینی برای کاهش هزینههای اقتصاد است. پرسش اساسی این است که منابع احتمالی آزادشده چقدر خواهد بود و آیا این دستاورد، هزینهای را که بازار، مصرفکننده و سرمایهگذاران میپردازند، توجیه میکند؟ در غیر این صورت، آنچه به نام مهار بحران آغاز میشود، ممکن است در بازار خودرو به کاهش رقابت و افزایش قیمتها ختم شود.
نظر شما چیست؟