خودرو های الکتریکی؛ بخش پنجم – قسمت 27 اتوآکادمی
خودرو های الکتریکی؛ بخش چهارم – قسمت ۲۶ اتوآکادمی
معرفی BMW i3 برقی پرشیا خودرو
موتورهای الکتریکی و آرایش آنها – قسمت 25 اتوآکادمی
معرفی BMW 735i لوکس ترین سدان پرشیا خودرو
خودروهای الکتریکی (بخش دوم) – قسمت 24 اتوآکادمی
خودروهای الکتریکی (بخش اول) – قسمت 23 اتوآکادمی
لندرور دیسکاوری وارداتی راساموتور
ترمز کاسه ای یا دیسکی – قسمت 22 اتوآکادمی
معرفی تیسان S05 تیگارد موتور

آینده صنعت خودرو ایران؛ چرا مونتاژ به‌تنهایی برای توسعه تولید کافی نیست؟

شنبه - 16 آبان 1405 - 14:30
فهرست محتوا

پیشرانه – صنعت خودروی ایران در آستانه تصمیم‌های مهمی درباره ساختار مالکیت و شیوه اداره خودروسازان بزرگ قرار دارد. در این شرایط، بررسی تجربه بخش خصوصی و الزامات اقتصادی تولید خودرو می‌تواند تصویر روشن‌تری از مسیر پیش‌روی این صنعت ارائه دهد. پرسش اصلی این است که چه عواملی می‌توانند زمینه توسعه واقعی صنعت خودرو را فراهم کنند و آیا تغییر ساختار مدیریتی و مالکیتی به‌تنهایی برای رسیدن به این هدف کافی است؟

تولید خودرو صنعتی سرمایه‌بر است که توسعه آن به زیرساخت، فناوری، زنجیره تأمین و تیراژ مناسب نیاز دارد. در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً با افزایش تعداد شرکت‌ها یا تجمیع مجموعه‌های خودروسازی، انتظار کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری را داشت. تجربه فعالیت بخش خصوصی در ایران نیز نشان می‌دهد که مونتاژ می‌تواند نقطه ورود به این صنعت باشد، اما ادامه مسیر به سرمایه‌گذاری در بخش‌های اصلی تولید و توسعه توان فنی وابسته است.

تیراژ تولید؛ شرط اصلی رسیدن به صرفه اقتصادی

یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در اقتصاد تولید خودرو، میزان تیراژ سالانه است. طراحی و توسعه محصول، احداث خطوط تولید، تأمین تجهیزات و ایجاد شبکه تأمین قطعات، همگی هزینه‌های قابل توجهی دارند که بخش مهمی از آن‌ها مستقل از تعداد خودروهای تولیدشده است.

به همین دلیل، تولید یک محصول در تیراژ محدود می‌تواند هزینه تمام‌شده هر دستگاه را افزایش دهد و بازگشت سرمایه را با دشواری مواجه کند. در مقابل، افزایش حجم تولید به خودروساز امکان می‌دهد هزینه‌های ثابت را میان تعداد بیشتری از محصولات تقسیم کند و از مزایای صرفه مقیاس بهره ببرد.

در برخی برآوردها، تولید سالانه بیش از ۱۰۰ هزار دستگاه به‌عنوان یکی از معیارهای دستیابی به مقیاس اقتصادی مطرح می‌شود. البته این عدد را نمی‌توان برای تمام خودروها یکسان در نظر گرفت. نوع محصول، پلتفرم مورد استفاده، سطح داخلی‌سازی و میزان سرمایه‌گذاری اولیه از جمله عواملی هستند که نقطه سربه‌سر و تیراژ اقتصادی هر پروژه را تعیین می‌کنند.

بنابراین، افزایش تیراژ زمانی به کاهش هزینه تولید منجر می‌شود که با ظرفیت واقعی بازار، ساختار تولید و توان زنجیره تأمین هماهنگ باشد.

ادغام خودروسازان؛ افزایش تیراژ لزوماً به معنای کاهش هزینه نیست

موضوع ادغام خودروسازان بزرگ کشور در حالی مطرح شده که بررسی آثار اقتصادی چنین تصمیمی اهمیت زیادی دارد. ادغام دو مجموعه خودروسازی ممکن است در نگاه نخست راهکاری برای افزایش تیراژ و کاهش هزینه‌های سربار به نظر برسد، اما تحقق این اهداف به شرایط عملیاتی و ساختار صنعتی شرکت‌ها بستگی دارد.

تفاوت در محصولات، پلتفرم‌ها، خطوط تولید و شبکه تأمین قطعات می‌تواند فرآیند یکپارچه‌سازی را پیچیده کند. از سوی دیگر، ایجاد ساختار مدیریتی مشترک و هماهنگ‌سازی فعالیت‌های دو مجموعه نیز ممکن است هزینه‌های تازه‌ای به همراه داشته باشد.

در واقع، تجمیع سازمانی الزاماً به معنای ایجاد صرفه اقتصادی در تولید نیست. برای دستیابی به چنین نتیجه‌ای باید امکان استفاده مشترک از پلتفرم‌ها، تجهیزات، قطعات و ظرفیت‌های تولیدی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، ممکن است هزینه‌های مدیریتی افزایش پیدا کند، بدون آنکه کاهش محسوسی در بهای تمام‌شده خودروها اتفاق بیفتد.

از این منظر، حفظ استقلال دو خودروساز و تقویت رقابت میان آن‌ها نیز می‌تواند به‌عنوان یک گزینه قابل بررسی مطرح باشد. رقابت در کنار اصلاح ساختار تولید و افزایش بهره‌وری، این ظرفیت را دارد که به بهبود محصولات و منافع مصرف‌کنندگان منجر شود. بنابراین، تصمیم درباره ادغام باید بر اساس آثار واقعی آن بر هزینه تولید، بهره‌وری و رقابت در بازار اتخاذ شود، نه صرفاً با هدف بزرگ‌تر کردن ساختار سازمانی.

مونتاژ خودرو چگونه راه ورود بخش خصوصی را باز کرد؟

ورود بخش خصوصی به صنعت خودروی ایران تا حد زیادی از مسیر مونتاژ محصولات خارجی شکل گرفت. این روش به شرکت‌هایی که امکان ورود مستقیم به فرآیند پیچیده و پرهزینه خودروسازی را نداشتند، فرصت داد تا فعالیت خود را در این صنعت آغاز کنند.

مونتاژ در آن دوره صرفاً به معنای وارد کردن قطعات و سرهم‌بندی خودرو نبود. شرکت‌های فعال در این حوزه به‌تدریج با مدیریت خطوط تولید، برنامه‌ریزی تولید انبوه، تأمین قطعات، کنترل کیفیت و ارائه خدمات پس از فروش آشنا شدند. این تجربه، زمینه لازم برای توسعه فعالیت‌های صنعتی و ورود به مراحل پیچیده‌تر تولید را فراهم کرد.

از سوی دیگر، فعالیت مونتاژی امکان جذب سرمایه‌های جدید به صنعت خودرو را ایجاد کرد. سرمایه‌گذاران خصوصی توانستند در بازاری که ورود به آن نیازمند دانش فنی و سرمایه قابل توجه بود، جایگاهی برای خود ایجاد کنند و به‌مرور ظرفیت‌های عملیاتی و مدیریتی خود را گسترش دهند.
به همین دلیل، نمی‌توان نقش مونتاژ را در شکل‌گیری خودروسازان خصوصی نادیده گرفت. این فعالیت برای بخشی از شرکت‌ها سکوی ورود به صنعتی بزرگ‌تر بود؛ صنعتی که توسعه در آن به تجربه عملیاتی، سرمایه‌گذاری مستمر و حرکت تدریجی به سمت تولید داخلی نیاز دارد.

حرکت خودروسازان خصوصی از مونتاژ به تولید قطعات اصلی

تجربه برخی شرکت‌های خصوصی نشان می‌دهد که فعالیت مونتاژی می‌تواند آغاز مسیری طولانی‌تر در صنعت خودرو باشد. در سال‌های بعد، تعدادی از این مجموعه‌ها به‌تدریج دامنه فعالیت خود را گسترش دادند و به سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی فراتر از مونتاژ روی آوردند.

در این میان، تجربه کوروش موتور در حوزه تولید موتور خودرو، بدنه و رادیاتور از جمله نمونه‌هایی است که می‌توان در بررسی توسعه صنعتی بخش خصوصی به آن پرداخت. ورود به چنین بخش‌هایی به سرمایه‌گذاری در تجهیزات، زیرساخت تولید و دانش فنی نیاز دارد و نشان‌دهنده حرکت از فعالیت صرفاً مونتاژی به سمت مشارکت در زنجیره اصلی تولید خودرو است.

مدیران خودرو نیز از مجموعه‌هایی است که فعالیت آن را می‌توان از زاویه توسعه ظرفیت تولید و گسترش زنجیره تأمین بررسی کرد. تولید انبوه، توسعه سبد محصولات و ورود به حوزه خودروهای برقی و پلاگین‌هیبریدی، بخش‌هایی از مسیر فعالیت این شرکت به شمار می‌روند.

اهمیت این تجربه‌ها در آن است که توسعه یک خودروساز خصوصی را نباید تنها با تعداد محصولات مونتاژشده یا میزان فروش آن ارزیابی کرد. سرمایه‌گذاری در قطعات اصلی، توسعه فناوری، افزایش عمق ساخت داخل و ایجاد ظرفیت‌های تولیدی جدید نیز از شاخص‌های مهم سنجش عملکرد صنعتی این مجموعه‌ها هستند.

در واقع، عبور از مونتاژ به تولید گسترده‌تر، فرآیندی تدریجی است که به منابع مالی، برنامه‌ریزی بلندمدت و توسعه توان فنی نیاز دارد.

آینده صنعت خودرو به سرمایه‌گذاری و توان صنعتی وابسته است

بررسی تجربه بخش خصوصی و الزامات اقتصادی تولید نشان می‌دهد که آینده صنعت خودرو ایران را نمی‌توان صرفاً با تغییرات مدیریتی یا جابه‌جایی ساختار مالکیت تعیین کرد. آنچه در نهایت اهمیت دارد، توان واقعی مجموعه‌ها برای حفظ ظرفیت تولید، توسعه محصولات، ارتقای فناوری و سرمایه‌گذاری در زنجیره تأمین است.

این موضوع در بحث واگذاری سایپا اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. سایپا به برنامه‌ای بلندمدت و سرمایه‌گذاری هدفمند نیاز دارد تا ضمن حفظ ظرفیت‌های موجود، امکان توسعه محصولات، افزایش داخلی‌سازی و بهبود بهره‌وری را فراهم کند.

در چنین شرایطی، انتخاب مجموعه‌ای که مسئولیت اداره و توسعه این خودروساز را بر عهده می‌گیرد، نباید صرفاً بر مبنای توان مالی یا تغییر ساختار مدیریتی انجام شود. برخورداری از تجربه صنعتی، شناخت زنجیره تأمین، توان توسعه محصول و برنامه مشخص برای سرمایه‌گذاری، از جمله عواملی هستند که می‌توانند در آینده این شرکت تعیین‌کننده باشند.

تجربه بخش خصوصی نیز نشان می‌دهد که ورود به صنعت خودرو تنها نخستین مرحله از یک مسیر دشوار است. حفظ و گسترش فعالیت در این حوزه به سرمایه‌گذاری مستمر و حرکت از مونتاژ به سمت تولید قطعات اصلی و توسعه فناوری نیاز دارد.

از همین رو، بحث واگذاری سایپا باید فراتر از انتقال مالکیت بررسی شود. مسئله اصلی، شناسایی سرمایه‌گذاری است که علاوه بر توان اداره این مجموعه، ظرفیت و برنامه لازم برای توسعه صنعتی آن را نیز داشته باشد. این موضوع، محور اصلی بررسی معیارهای انتخاب سرمایه‌گذار و توسعه‌گر صنعتی سایپا در ادامه این بحث خواهد بود.

اولین نفر امتیاز دهید

نظر شما چیست؟